عزيز دولت آبادى

مقدمه 45

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

شهر آذربايجان نخست اردبيل و پس از آن مراغه و پس از آن اروميه بود اينكه ابن حوقل تبريز را آبادترين شهر آذربايجان دانسته است به شهادت مصحح در پاورقى ، الحاقى و از اضافات نسخ ديگر است . اصطخرى هم تبريز را در رديف شهرهاى كوچك مانند سلماس و ورثان و برزند ذكر كرده است ( ص 182 ) ؛ اما شهر تبريز به زودى رونق يافت چنان كه مسكويه از ثروت مردم تبريز سخن مىگويد تا آنجا كه على بن جعفر وزير ، طمع مرزبان را به آن برانگيخت ، مسكويه به همين مناسبت دربارهء شهر تبريز مىگويد . « اين تبريز شهر بزرگى است و بارويى استوار دارد . پيرامون آن بيشه‌ها و درختان ميوه‌دار است و مردم آن دلير و بزرگ همت و توانگرند . . . » ( 6 / 33 . وقايع سال 330 ق ) . مرند شهرى بسيار قديمى است و گويا موروندا « 1 » كه در بطلميوس آمده همين مرند كنونى باشد به گفتهء بلاذرى اين شهر در فتوحات اسلامى « قريه‌اى كوچك » بوده و ابو البعيث حلبس در آن فرود آمد و پس از او بعيث آن را استوار ساخت پس از او محمد بن البعيث به جايش نشست و در آن قصورى ساخت و در زمان خلافت متوكل سر به مخالفت برداشت و گرفتار شد امراى عرب كه از بصره به آذربايجان منتقل شدند و در آنجا براى خود حكومتهاى خود مختار و شبه فئودال به وجود آوردند . همه از قبايل عربستان جنوبى بودند . كولسره يا كورسره ميان مراغه و سراب بوده است از مراغه تا كولسره 10 فرسخ و از آنجا تا سراة ( سراب ) 10 فرسخ و از آنجا تا « نير » 5 فرسخ و از آنجا تا اردبيل 5 فرسخ بوده است به گفتهء ابن حوقل كولسره قصرى با بارويى بزرگ بوده و ساحت و رستاقى پهناور داشته است ( صص 351 ، 352 ) و در آنجا در سر هر ماه قمرى بازارى تشكيل مىشد كه انواع كالاها و امتعهء بازرگانى در آن عرضه مىگرديد و در آن از 000 / 100 تا 000 / 000 / 1 گوسفند فروخته مىشد . موضع كولسره اكنون شناخته نيست و شايد با هشترود كنونى يا موضعى نزديك به آن منطبق شود استنباط مىشود كه كولسره در زمان ياقوت ( قرن 7 ق / 13 م ) در دشت موقان شهرى نبوده و آن ولايتى بوده است كه قريه‌ها و چراگاههاى زيادى داشت و تركمانان براى چراى گوسفندانشان در آن مىنشستند . اين ولايت جزء آذربايجان محسوب مىشد ( 4 / 686 ) . مقدسى مىگويد موغان شهرى است كه دو نهر كر و ارس آن را احاطه كرده است .

--> ( 1 ) - MORUNDA